بازی های آموزشی
یه هفته دیگه مونده تا بهار ولی این پست و از قبل آماده کرده بودم.دارم عکسای سال 93 رو جمع و جور میکنم تا چیزی جانمونه.
اینجا چند تا از بازیهای آموزشیتو گذاشتم.
یه روز که بابا میوه خریده بود پلاستیک میوه رو برخلاف همیشه گذاشت رو زمین و تو هم مشغول شدی به این کار که بعد مامان جهت دارش کرد





و در آخر هم بهت گفتم حالا یکی یکی جمعشون کن.آفرین پسرک حرف گوش کنم

اینجا هم داشتیم نقاشی میکشیدیم که دیدم خیلی حوصلشو نداری واسه همین گفتم بیا با مداد رنگیا شکلای مختلف درست کنیم .اول نوبت من بود و من یه مستطیل درست کردم بعدش دیدم اومدی بقیه مدادهارو توش گذاشتی و گفتی کباب دوروس تدم.منظورت همون منقل کبابی بود

گاهی وقتاهم که به مامان اجازه آشپزی نمیدی , میام یه خورده نخود و لوبیا میزارم جلوت و میگمواسه مامان جمع کن بریز تو ظرفش یا اینکه هر کدوم و تو یه ظرفی بریز

این لیوانای کوچک و بزرگم الان دیگه به طور کامل یاد گرفتی چه روی هم بزاری ,چه داخله همدیگه بزاری


خب بریم سراغ پازل.این پازلارو به طور کامل بلد شدی دیگه.منم همه قطعات رو با هم میزارم جلوت تا خودت تشخیص بدی کدوم یکی مربوط به کدومه.البته اینم دیگه یاد گرفتی
توی دو سال سه ماهگی





و اما این پازلارو تازه واست خریدم هنوز خیلی بلد نیستی میدونی کدوماش واسه کدوم حیوونه ولی جایگذاریش هنوز یه کم واست سخته و من کمکت میکنم


اینارو هم با رنگاش بلدی .خیلی جالبه رنگه سبز رو تا میپرسم چه رنگیه اول میگی دی یخت = درخت چون از اول رنگ سبز رو با رنگ درخت واست توضیح میدادم. وهمچنین رنگ زرد هم میگی خوشید.
البته این بازی واسه الان نیست من الان ازت عکس گرفتم .مربوط میشه به دو سال ویک ماهگی.رنگاشو جدیدا درست میگی



این جورچین ها هم واسه 20 ماهگیته که خریدمشون و اول بلد نبودی باید چیکار کنی یه بار من و بابا جلوت بازی کردیم و یاد گرفتی.ولی عکساشو جدیدا گرفتم.


اینم اولین بار گذاشتم جلوت وگفتم بچینشون تو دایره ها اول اینجوری چیدی بعد من بهت گفتم بیا هر رنگی رو سر جای خودش بزاریم



بیشتر وقتا هم از ما میخوای که واست پارکینگ درست منیم واسه ماشینات منم بهت گفتم باید بیای کمکم تا بتونم واست درست کنم واین نتیجه کاره ما...

چند روز پیشم داشتی با مازیک روی وایت برد نقاشی میکشیدی که دیدم بلههههه گل پسرم دوست داره یه کم آزادانه تر کار کنه اولش گفتم نه ولی زود پشیمون شدم و گفتم بیا امتحان کنیم اگه پاک شد میتونی ادامه بدی .گفتم یه کم سخت گیری هام کمتر شه شاید تو این امر (خط خطی روی دیوار ) موفق تر باشم

این ماشین کوچولوها بیشترشون توی سک سک بوده و از وقتی من باردار بودم سارینا تا باز میکرده و میدیده ماشینه دیگه کاری بهش نداشته.مادر جونم همشون و جمع کرد و داد به من بزارم واسه تو چند روز پیش که داشتم کمد دیواری هارو مرتب میکردم پیداشون کردم اصلا فکر نمیکردم که خوشت بیاد آخه خیلی علاقه به ماشین بازی نشون نمیدی ولی بعد از این ماشین کوچولوها , خیلی جالب بود واسم روزی چند بار باهاشون بازی میکنی و منم کلییییی ذوقتو میکنم آخه خیلی دوست دارم پسربچه ها ماشین بازی کنن.حتی یه روز که میخواستیم بریم خونه مامان جون اینا همشونو برداشتی که بیاری منم همه رو واست گذاشتم تو پلاستیک و با خودمون بردیم اونجا چقدر بازی کردی.
صدای ماشین بازیتم هام هاااااام نیست بلکه بیژ بیییییییژ هست 
اینم اولین ماشین بازیهات که مامانی واست غش میکرد








بازی های آموزشی 



